سازماني براي حفظ و اشاعه تعزيه نداريم
n تعزيه در «محتوا» سعي در تحريك و به غليان درآوردن احساسات تماشاگر دارد و در «فرم» با «اجرا» از روش و تكنيك «فاصلهگذاري» استفاده ميكند، اين دو مقوله چگونه در تعزيه كنار يكديگر قرار ميگيرند؟
تمام مقصود تعزيه تحريك احساسات نيست، بسياري از مجالس تعزيه صاحب انديشههاي عرفاني، اسلامي و فلسفي هستند. نميتوان تعزيه «يوسف و زليخا» را بدون نگاه عرفاني تجزيه و تحليل كرد. همچنين تعزيه «حلاح» كه داراي بحث كاملا عرفاني است و منظور نظر آن است كه عرفان مولانا ادامه عرفان حلاج است.
در تعزيه بحث تكنيك «فاصله گذاري» نداريم و موضوع فاصلهگذاري مقوله وارداتي است، هر چند «بر تولد برشت» هم هيچگاه تعزيه را نديده بود و تحت تاثير تئاتر شرق بويژه تئاتر چيني، تئوري فاصلهگذاري را مطرح ميكند در تعزيه كه يك نمايش آييني است، ما با بازيگر مومن مواجهيمخ، بازيگري كه از روي ايمان خود در نمايش آييني شركت ميكند و به خودش اجازه نميدهد كه بگويد من امام هستم به همين جهت ميگويد من زبان حال امام را ميخوانم و به اصطسلاح نسخه خوان هستم.
چنانكه شبيه شمر ميگويد :
«نه من شمرم، نه اينجا كربلا باشد، فقط مقصود من اين است، در اين مجلس صفا باشد». ضمن اينكه در اين نوع بازيگري كسي اصرار ندارد تا زواياي شخصيتها را نشان دهد بلكه زوايايي از شخصيت و شخص بازي و بيان ميشود و از آنجا كه ريشه در نقالي دارد بنابراين جنس بازيگري آن با بازيگري تئاتر امروز متفاوت است. براي همين از آن به عنوان نسخهخوانيف نقش پوشي و تقليد و شبيه خواني نام ميبرند. در تعز يه جنس خاصي از نمايش را اجرا ميكنيم ما اغراق ميكنيم، ممكن است ريشه در واقعيت داشته باشد ولي واقعگرايي از نظر شيوه اجرا نيست بويژه اينكه در تعزيه با منظر اساطيري هم مواجهيم.
n تعزيه يك «آيين» است يا يك نمايش اساطيري؟
يك نمايش آييني يا آيين نمايش است. البته تعزيه در طول حيات خود دچار تغيير و تحولاتي شد و كمكم از آيين سوگواري فاصله گرفت. قصههايي چون «يوسف و زليخا»، «سليمان و بلقيس» يا تعزيه «ناصرالدين شاه و ...» ديگر نمايش آييني و تنها براي سوگوار ي نيستندف اينها همان تغيير و تحولاتي است كه در قلمرو هنر شبيه خواني اتفاق افتاد و به تدريج از منظر آييني فاصله گرفته و تبديل به يك نمايش ميشود كه ريشه در اجراي آييني دارد. البته تعزيه از دل آيينهايي چون دستهروي و عزاداري برآمده است و بعدها مستقل شد.
n روايات مختلفي از تاريخچه شكلگيري تعزيه بيان شده، جنابعالي در پژوهشهايتان به تاريخ مشخصي رسيدهايد؟
متاسفانه تاريخ مشخص و دقيقي در باره پيدايش تعزيه وجود ندارد اما آنچه مسلم است زماني كه معزالدوله ديلمي در بغداد اعلام عزا كرد و اجازه داد تا دكانها را ببندند و شهر را سياهپوش كنند تا مردم براي امام حسين(ع) عزاداري كنند، اين عزاداري مطمئناً يك تظاهرات خودجوش مردمي نبوده است چون پيش از اين زمان، آيينهاي عزاداري را در برخي منابع ديده و شنيدهايم كه خود همين موارد ميتواند گوياي آن باشد كه شكل وجود داشته و محتوا تغيير كرده است. هر يك از گزارشهاي تاريخي يكي از مقاطع شكلگيري تعزيه را گزارش ميدهد، در مقطعي دستهروي، نوحهخواني و شبيهسازي مطرح ميشود و در ادامه شبيهها با يكديگر به گفتوگو ميپردازند و گفتو گو رواج مييابد و سرانجام به تعزيه سيار ميرسيم كه در اينجا نقش پوشي گستردهتر شده است و بعدها در تكامل خود تبديل به تعزيه ثابت ميشود و در اينجاست كه داستان شخصيتها، موسيقي، قراردادهاي اجرا و تنوع قصه كاملتر شدهاند.
n پيش از اسلام آييني چون تعزيه در ايران وجود داشته است؟
ما آيين «سوگ سياوش» را داشتهايم و جلوههايي از آن مانند شيوه و واويلا كردن، بر سر و صورت زدن و حمل نعش از جمله كارهاي مشترك آيينهايي چون سوگ سياوش و تعزيه است پيش از آنكه ايرانيان مسلمان شوند و معزالدوله ديلمي دستور عزاداري براي امام حسين(ع) را صادر كند ما ايرانيان آيين عزاداري داشتهايم.
n تعزيه «دوره» چيست و داراي چه ويژگيهايي است؟
از زماني كه شبيهسازي وسعت مييابد و بين شبيهها گفت و گو برقرار ميشود، شبيهگردانها مقاطعي از يك قصه كامل را جدا جدا براساس سير تاريخي انتخاب و چند تعزيهخوان اجرا ميكنند اما در تعزيه دوره، زماني كه تعزيهخوان اجرا ميكنند. اما در تعزيه دوره، زماني كه تعزيهخوانها مقطع اول را اجرا كردند، حركت كرده و در فاصلهاي دورتر براي تماشاگران جديدتر همان مقطع اول را اجرا ميكنند. مقطع دوم حادثه را چند تعزيهخوان ديگر در همان محلها كه مقطع اول خوانده شد اجرا ميكنند. در اين نوع تعزيه تماشاگر ثابت و گروههاي تعزيهخوان در حركت هستند.
n درباره «تعزيه تفنني» توضيح دهيد و بفرماييد آيا در اين نوع تعزيه به واقعه كربلا هم اشاره ميشد؟
در بسياري از تعزيهها حادثه اصلي فراموش نميشود. بنابراين به آن گريز ميزنند مثلا در تعزيه موسيبنجعفر(ع) زماني كه امام را به زندان منتقل ميكنند، شبيه آن حضرت ياد اسراي كربلا و امام زينالعابدين(ع) ميافتد يا تعزيههايي كه درباره زندگينامه انبياست زماني كه ايشان دچار مصيبتي ميشوند، جبرئيل بر آنان وارد ميشود و ميگويد در آينده حادثهاي به نام كربلا اتفلاق ميافتد كه گاه براي آن شخص تعريف و گاهي هم مصيبت كربلا به نمايش در ميايد هدف هم يادآوري واقع كربلاست.
n آماري از تعداد نسخههاي موجود تعزيه وجود دارد؟
«چرولي» بين سالهاي 1950 تا 1954 ميلادي فهرستي در ايران گردآوري كرد و به كتابخانه وانيكان تحويل داد كه شامل 1055 مجلس است، بنده يك بار آن فهرست را به صورت موضوعي بررسي مجدد كردم. تقريباً 365 عنوان مستقل تعزيه استخراج شد كه تقريباً جامعترين فهرست از مجالس تعزيه است. در اين مجموعه بعضي عنوانها تكراري است و بعضي عنوانها هم تعزيه مستقل نيست و گوشهاي از يك تعزيه بوده كه در آن فهرست به عنوان تعزيه مستقل ثبت شده است.
n با اين 365 مجلس تعزيهاي كه ميفرماييد. پس گفته پيشكسوتان كه هر روز در طول سال يك مجلس تعزيه و غير تكراري برپا ميشده، صحيح است؟
بله، من هم اين موضوع را از مرحوم هاشم فياض شنيده بودم اگر همه 365 مجلس اجرا نميشد قريب به 200 مجلس اجرا ميشد.
n طرح يا پيرنگ ماجرا از ابتدا در تعزيه براي تماشاگر لو رفته و پايان كار نيز از همان اول مشخص است، چه چيزي باعث كشش و جذابيت تعزيه براي تماشاگر ميشود؟
البته همه تعزيهها را تماشاگران نميدانند اغلب تعزيههايي كه تماشاگران ميشناسد مربوط به تعزيههاي دهه اول محرم، شهادت و وقايع كربلاست. مثلا تعزيه چوگان بازي اشقباباسر حضرت قاسم(ع) را به ندرت تعزيه خوانان ميخوانند همچنين تعزيههايي چون شست بستن ديو يا زن علويه و .... تعزيههايي نيستند كه مرتبا خوانده ميشوند در گذشته كه تعزيه خواني به صورت حرفهاي رواج داشت بيشتر اين مجالس خوانده ميشد و تعزيه خوانها مجبور ميشدند براي اينكه متاع تازهاي داشته باشند تعزيههاي غريب بخوانند و تعزيههاي ايوب پيغمبر، سليمان و بنفيس و... را ميخواندند كه امروزه خوانده نميشود. امروزه ديگر كسي تعزيه سليمان و بلقيس را نذر نميكند بلكه مردم تعزيه حضرت عباس(ع)، حضرت علياكبر(ع) و حضرت قاسم(ع) را نذر ميكنند.
n منظور از «نذر» پرداخت همه هزينههاي برپايي تعزيه و عوامل آن است؟
بله، كشساني كه تعزيه نذر ميكردند و به اصطلاح بلي تعزيه بودند، همه هزينههاي آن را متقبل ميشدند اما يادمان باشد كه همان تعزيههايي را هم كه تماشاگر ميشناسد با اعتقاد و ياور قلبي پاي آن حضار ميشود. تماشاگر تعزيه با وجود اينكه داستان حضرت عباس(ع) را ميداند اما مشتاق است كه دوباره آن را بشنود از طرفي كسي كه آن را اجرا ميكند به احوالات و حسهايي دست مييابد كه باعث كشش تماشاگر تعزيه ميشود.
تفاوت تماشاگر تئاتر و تعزيه در اين است كه تماشاگر تئاتر نه از روي اعتقاد بلكه به عنوان يك پديده فرهنگي به ديدن آن ميرود و گاهي از آن خوشش ميآيد و گاهي هم نه، اما تماشاگر تعزيه از روي اعتقاد و باور ديني به ديدن تعزيه ميرود، در تعزيه شركت ميكند تا ثوابي نصيب وي شود. زماني كه تماشاگر تعزيه براي بردن ثواب يا گرفتن مراد و مطلب خود در آن حضور مييابد ديگر بحث تكراري بودن براي شمهم نيست. اتفاقاً براي او مهم است كه تعزيه حضرت عباس(ع) يا تعزيه حضرت امير(ع) را ببيند و علاوه بر به وجود آمدن حس و حال معنوي، نذر خود را هم ادا كند ضمن اينكه بعضي بعضي از تعزيه خوانان آنچنان تبحر دارند و جذاب اجرا ميكنند كه هر تعداد بار كه تعزيه آنان را ميبينيد بيشتر مشتاق ميشويد. كما اينكه براي من بعضي صحنهها مثل وداع امام حسين(ع) با اهل بيت(ع) و حضرت زينب(س) بسيار دلنشين است براي همين هر تعداد بار كه اين تعزيه و صحنههايي اينچنيني را ميبينم نه تنها خسته نميشوم بلكه اساسا ميروم تا اين صحنهها را مشاهده كنم و صاحب حس و حال معنوي شوم.
n از آنجا كه برخي از مجالس تعزيه سالهاست اجرا نشدهاند. وضعيت آموزش و انتقال تجربيات پيشكسوتان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
متاسفانه بخش قابل توجهي از تجربه گذشتگان از حيث اجراي مجالس مختلف از دست رفتهاند و بخشهاي موجود را هم مديون دوربينهاي ويدئويي ميدانيم كه اگر ضبط تصاوير تعزيه نبود بسياري از تجربهها از دست ميرفت. به همين دليل بايد از اين هنر حمايت شود و مراكزي براي حفظ، اشاعه و آموزش تعزيه تاسيس شود براي آموزش تعزيه به صورت كاملا سيستماتيك اقدامي انجام نشده و اساس اگر عشق و علاقه مر دم به تعزيه نبود تاكنون از ميان رفته بود.
n كمي هم از روانشناسي رنگها و تعزيه بگوييد و بفرماييد جايگاه رنگ در تعزيه كجاست؟
امروزه كه با آسيب ديدن تعزيه مواجه هستيم، در خيلي از اوقات نادانسته و ناآگاهانه كارهايي انجام ميشود اما در اصل بعضي از رنگها بر مبناي يك باور به وجود آمده است مثلا رنگ «نيلي» و «سياه» رنگ عزا در فرهنگ ايراني است. خلدان امام رنگ سياه را در تعزيههاي شهادت ميپوشند اما گاه همين رنگ را يك مخالف خوان هم ميپوشد. در اين صورت رنگ مشكي كاركرد عزا ندارد و نشان دهنده تاريكي و ظلمت شخصيت است اما مخالف خواني كه رنگ مشكي ميپوشد حتماً بايد نشانهاي از رنگ «قرمز» را داشته باشد.
به عقيده من چون در تعزيه شخصيتها بهشتي و جهنمياند رنگها نيز از توصيفات قران كريم استخراج شدهاند. در يكي از آيات قرآن آمده كه براي اهل جهنم لباسي از آتش در نظر ميگيريم و به اهل بهشت لباسي از جنس حريير سبز ميپوشانيم رنگ سبز و قرمز پوششها در تعزيه به عقيده من ريشه در اين برداشت دارد. با رنگ «سفيد» رنگ پاكي است و بنابر گفته مرحوم «فياض» شخصيتهايي چون حضرت عباس(ع) يا مسلم(ع) كه جزو سادات نيستند بايد رنگ سفيد بپوشند و از شال سبز استفاده كنند. تنها در يك تعزيه ميبينيم كه مخالف خوان سفيد ميپوشد كه آن هم نبايد از ابتدا بپوشد وقتي اين زياد در تعزيه مسلم(ع) ميخواهد وارد كوفه شود خود را به لباس اهل حجاز آراسته ميكند.
چون ابنزياد باخبر شده بود كه مردم كوفه منتظر ورود امام حسين(ع) هستند با پوشيدن لباس مبدل و ورود از دروازه سمت حجاز چنان به مردم وانمود ميكند كه امام حسين(ع) است. مردم كوفه قبول ميكنند و خيليها به او سلام ميدهند و تصور ميكنند او امام است تا وقتي كه به دارالعماره ميرسند و ابنزياد نقابش را پس ميزند تا قبل از اين صحنه شبيهخوان ابنزياد نبايد لباس سفيد بپوشد زيرا ميگويد: «نقاب بر رخ خود افكنم به صد نيرنگ / كه تا به كوفه درآيم به حيله و رنگ / گمان كنند كه حسين(ع) آمد نه ابن زياد»
n چه پوششهايي در گذشته بود كه امروز ديگر آن را در تعزيه نميبينيم و آيا بدعت جديدي در تعزيه گذاشته شد كه شما از آن گلهمند باشيد؟
در گذشته شبيه امام يا پيغمبر(ص) عمامه خاصي ميپيچيدند كه خاص تعزيهخوانان بود، همچنين امرا و تختنشينان عمامهاي از ترمه و طاق و شال ميپيچيدند بعدها به اشتباه براي مختار تاج گذاشته كه بدعت غلطي بود حتي پرهايي كه بالاي سر شبيهخوانان معمول شده در گذشته معمول شود و موارد اينچنيني به تعزيه آسيب وارد كرده است.
n آيا تعزيه در سير تكاملي خود از آرا و نظريات فلاسفه و غلماي اسلامي بهرهبرده است؟
تعزيه از نظرات فلاسفه اسلامي چون ملاصدرا كه به معاد جسماني باور داشتند استفاده زيادي برد براي همين ارواح دقيقا با شكل آخرين وضعيتي كه داشتند عينيت پيدا ميكنند شبيه امام حسين(ع) هر وقت كه در تعزيه حاضر ميشود با كفن خوانآلود ميآيد و چون از جنس روح است داراي نقاب است براي اينكه شمايل مشخصي از ارواح، اجنه و ملائك نداريم همه با نقاب و رويند توري ظاهر ميشوند.
n براساس مستندات تاريخي، نوع پوشش و لباس شبيهخوانان يا ابزار و اداوات به كار گرفته شده در تعزيه، با نوع لباس و ابزار واقعه كربلا متفاوت است. مثلا سپرهايي كه در زمان واقعه كربلا به كار گرفته ميشد از پوست شتر بوده در صورتي كه در تعزيه ما سپرهاي فلزي ميبينيم، آيا مبحث مستندسازي در تعزيه اهميت ندارد؟
اساساً در تعزيه بحث مستندسازي چندان مطرح نيست از آنجا كه تعزيه يك نمايش ايراني است، بخشهايي از لباس و ابزار و ادوات آن شامل زره و كلاهخود و قباي جلو كاملاً ايراني و برگرفته از عهده ساسانيان است. نبايد بگذاريم اين نشانههاي ايراني به راحتي از ميان برود متاسفانه امروزه كساني كه ادوات تعزيه را ميسازند به بهانه اينكه مثلا زرهباف نيست لباسهايي از جنس چرم توليد ميكنند كه سنت غلطي است و عدهاي هم به دليل عدم آگاهي از اين وسايل و البسه استفاده ميكنند و اينها تعزيه را از اصالت دور ميكند. بخشهايي از لباس تعزيه هم عربي هستند، دشداشهاي كه شبيهخوانان در زير ميپوشند يا لباس فرنگي شبيه لباس هم مثل چوپان در تعزيه طفلان كلا محلياند و شبيه چوپانان مازندراني لباس ميپوشند يا لباس فرهنگي شبيه لباس فرنگياني است كه در سفارتخانههاي ايران رفت و آمد داشتند. مثلاً وقتي فرنگي وارد در باره يزيد ميشود تحفههايي چون دوربين و ساعت را با خود ميآورد. دقيقاً همان تحفههايي كه براي پادشاهان قاجار ميآورد. مشخص است كه اين مجالس در همان مقطع شناخته شده و تاثيرهايي از فرهنگ حاكم گرفتهاند.
n با وجود دانشكدههاي متعدد تئاتر خلايك گرايش ويژه نمايشهاي ايراني احساس ميشود، نظر شما در اين باره چيست؟
به نظر من بايد يك گرايش در ارتباط با نمايشیهاي سنتي ايراني به وجود بيايد تا زمينه حفظ و اشاعه نمايشهاي سنتي بويژه تعزيه فراهم شود. اما متاسفانه تاكنون هيچ تشكيلاتي خود را موظف به تاسيس چنين مراكزي ندانسته است.
n شما جزو گروهي هستيد كه مسؤوليت ثبت تعزيه در يونسكو را دارند، پروننده ثبت تعزيه در چه وضعيت است؟
قرار بر اين شد كه ابتدا تعزيه را در داخل ثبت ملي كنيم و بعد پرونده براي ثبت به يونسكو ارائه شود. به ياري خداوند اربعين ثبت ملي تعزيه انجام ميشود.
n به عنوان آخرين سؤال وضعيت پژوهش در تعزيه را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
جوششها در زمينه پژوهش تعزيه فردي است و جوششهاي فردي امكان وسيعي ندارند، اگر نهادهايي باشند كه از اين پژوهشها حمايت كننند طبيعاً اتفاقات خوبي رخ خواهد داد. هنوز تعداد قابل توجهي از نسخ تعزيه ما چاپ نشدهاند اميدواريم ضمن ثبت ملي تعزيه در كشورمان امكانات مناسبي در زمينه پژوهش تعزيه در اختيار پژوهشگران قرار گيرد و شرايطي براي احياي بسياري از مجالسي كه فراموش شدهاند فراهم شود.