تبليغاتX
تعزیه
تعزیه
 
|+| نوشته شده توسط علی آقااحمدی در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388  |
 تاريخ تعزيه
سلام من علي هستم امروز براي شما مطلبي جديد ميفرستم.
پاي صحبت‌هاي يك پيشكسوت تئاتر درباره تعزيه
درباره تعزيه، تاريخ و چگونگي پيدايش آن تا به حال هم به شيوه مكتوب و هم سينه به سينه اقوال فراواني نقل شده است اين يادگار بي‌بديل ما، امروزه متاسفانه جايگاه سابق خود را به دلايل متعدد از دست داده است و بيم آن مي‌رود كم كم به فراموشي سپرده شود. البته در گفت‌وگوي حاضر، موضوع بحث ما وضعيت كنوني تعزيه نيست بلكه نقبي زده‌ايم به تاريخ پيدايش آن و هر آنچه درباره تعزيه شنيدني است. طرف گفت‌وگوي ما داوود فتحعلي بيگي است؛ نامي آشنا در هنرهاي نمايشي و تعزيه، او كه فارغ‌التحصيل مقطع كارشناسي نمايش از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است، در سال 1380 موفق به دريافت مدرك درجه يك هنري (معادل دكترا) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم شده است.
تعداد مشاهده : 423 -  سه شنبه، 8 بهمن 1387  21:21:10

سازماني براي حفظ و اشاعه تعزيه نداريم

 

n تعزيه در «محتوا» سعي در تحريك و به غليان درآوردن احساسات تماشاگر دارد و در «فرم» با «اجرا» از روش و تكنيك «فاصله‌گذاري» استفاده مي‌كند، اين دو مقوله چگونه در تعزيه كنار يكديگر قرار مي‌گيرند؟

تمام مقصود تعزيه تحريك احساسات نيست، بسياري از مجالس تعزيه صاحب انديشه‌هاي عرفاني، اسلامي و فلسفي هستند. نمي‌توان تعزيه «يوسف و زليخا» را بدون نگاه عرفاني تجزيه و تحليل كرد. همچنين تعزيه «حلاح» كه داراي بحث كاملا عرفاني است و منظور نظر آن است كه عرفان مولانا ادامه عرفان حلاج است.

در تعزيه بحث تكنيك «فاصله گذاري» نداريم و موضوع فاصله‌گذاري مقوله وارداتي است، هر چند «بر تولد برشت» هم هيچگاه تعزيه را نديده بود و تحت تاثير تئاتر شرق بويژه تئاتر چيني، تئوري فاصله‌گذاري را مطرح مي‌كند در تعزيه كه يك نمايش آييني است، ما با بازيگر مومن مواجهيمخ، بازيگري كه از روي ايمان خود در نمايش آييني شركت مي‌كند و به خودش اجازه نمي‌دهد كه بگويد من امام هستم به همين جهت مي‌گويد من زبان حال امام را مي‌خوانم و به اصطسلاح نسخه خوان هستم.

چنانكه شبيه شمر مي‌گويد :

«نه من شمرم، نه اينجا كربلا باشد، فقط مقصود من اين است، در اين مجلس صفا باشد». ضمن اينكه در اين نوع بازيگري كسي اصرار ندارد تا زواياي شخصيت‌ها را نشان دهد بلكه زوايايي از شخصيت و شخص بازي و بيان مي‌شود و از آنجا كه ريشه در نقالي دارد بنابراين جنس بازيگري آن با بازيگري تئاتر امروز متفاوت است. براي همين از آن به عنوان نسخه‌خوانيف نقش پوشي و تقليد و شبيه خواني نام مي‌برند. در تعز يه جنس خاصي از نمايش را اجرا مي‌كنيم ما اغراق مي‌كنيم، ممكن است ريشه در واقعيت داشته باشد ولي واقع‌گرايي از نظر شيوه اجرا نيست بويژه اينكه در تعزيه با منظر اساطيري هم مواجهيم.

n تعزيه يك «آيين» است يا يك نمايش اساطيري؟

يك نمايش آييني يا آيين نمايش است. البته تعزيه در طول حيات خود دچار تغيير و تحولاتي شد و كم‌كم از آيين سوگواري فاصله گرفت. قصه‌هايي چون «يوسف و زليخا»، «سليمان و بلقيس» يا تعزيه «ناصرالدين شاه و ...» ديگر نمايش آييني و تنها براي سوگوار ي نيستندف اينها همان تغيير و تحولاتي است كه در قلمرو هنر شبيه خواني اتفاق افتاد و به تدريج از منظر آييني فاصله گرفته و تبديل به يك نمايش مي‌شود كه ريشه در اجراي آييني دارد. البته تعزيه از دل آيين‌هايي چون دسته‌روي و عزاداري برآمده است و بعدها مستقل شد.

n روايات مختلفي از تاريخچه شكل‌گيري تعزيه بيان شده، جنابعالي در پژوهش‌هايتان به تاريخ مشخصي رسيده‌ايد؟

متاسفانه تاريخ مشخص و دقيقي در باره پيدايش تعزيه وجود ندارد اما آنچه مسلم است زماني كه معزالدوله ديلمي در بغداد اعلام عزا كرد و اجازه داد تا دكان‌ها را ببندند و شهر را سياه‌پوش كنند تا مردم براي امام حسين(ع) عزاداري كنند، اين عزاداري مطمئناً يك تظاهرات خودجوش مردمي نبوده است چون پيش از اين زمان، آيين‌هاي عزاداري را در برخي منابع ديده و شنيده‌ايم كه خود همين موارد مي‌تواند گوياي آن باشد كه شكل وجود داشته و محتوا تغيير كرده است. هر يك از گزارش‌هاي تاريخي يكي از مقاطع شكل‌گيري تعزيه را گزارش مي‌دهد، در مقطعي دسته‌روي، نوحه‌خواني و شبيه‌سازي مطرح مي‌شود و در ادامه شبيه‌ها با يكديگر به گفت‌وگو مي‌پردازند و گفت‌و گو رواج مي‌يابد و سرانجام به تعزيه سيار مي‌رسيم كه در اينجا نقش پوشي گسترده‌تر شده است و بعدها در تكامل خود تبديل به تعزيه ثابت مي‌شود و در اينجاست كه داستان شخصيت‌ها، موسيقي، قراردادهاي اجرا و تنوع قصه كامل‌تر شده‌اند.

n پيش از اسلام آييني چون تعزيه در ايران وجود داشته است؟

ما آيين «سوگ سياوش» را داشته‌ايم و جلوه‌هايي از آن مانند شيوه و واويلا كردن، بر سر و صورت زدن و حمل نعش از جمله كارهاي مشترك آيين‌هايي چون سوگ سياوش و تعزيه است پيش از آنكه ايرانيان مسلمان شوند و معزالدوله ديلمي دستور عزاداري براي امام حسين(ع) را صادر كند ما ايرانيان آيين عزاداري داشته‌ايم.

n تعزيه «دوره» چيست و داراي چه ويژگي‌هايي است؟

از زماني كه شبيه‌سازي وسعت مي‌يابد و بين شبيه‌ها گفت و گو برقرار مي‌شود، شبيه‌گردان‌ها مقاطعي از يك قصه كامل را جدا جدا براساس سير تاريخي انتخاب و چند تعزيه‌خوان اجرا مي‌كنند اما در تعزيه دوره، زماني كه تعزيه‌خوان اجرا مي‌كنند. اما در تعزيه دوره، زماني كه تعزيه‌خوان‌ها مقطع اول را اجرا كردند، حركت كرده و در فاصله‌اي دورتر براي تماشاگران جديدتر همان مقطع اول را اجرا مي‌كنند. مقطع دوم حادثه را چند تعزيه‌خوان ديگر در همان محل‌ها كه مقطع اول خوانده شد اجرا مي‌كنند. در اين نوع تعزيه تماشاگر ثابت و گروه‌هاي تعزيه‌خوان در حركت هستند.

n درباره «تعزيه تفنني» توضيح دهيد و بفرماييد آيا در اين نوع تعزيه به واقعه كربلا هم اشاره مي‌شد؟

در بسياري از تعزيه‌ها حادثه اصلي فراموش نمي‌شود. بنابراين به آن گريز مي‌زنند مثلا در تعزيه موسي‌بن‌جعفر(ع) زماني كه امام را به زندان منتقل مي‌كنند، شبيه آن حضرت ياد اسراي كربلا و امام زين‌العابدين(ع) مي‌افتد يا تعزيه‌هايي كه درباره زندگينامه انبياست زماني كه ايشان دچار مصيبتي مي‌شوند، جبرئيل بر آنان وارد مي‌شود و مي‌گويد در آينده حادثه‌اي به نام كربلا اتفلاق مي‌افتد كه گاه براي آن شخص تعريف و گاهي هم مصيبت كربلا به نمايش در  مي‌ايد هدف هم يادآوري واقع كربلاست.

n آماري از تعداد نسخه‌هاي موجود تعزيه وجود دارد؟

«چرولي» بين سال‌هاي 1950 تا 1954 ميلادي فهرستي در ايران گردآوري كرد و به كتابخانه وانيكان تحويل داد كه شامل 1055 مجلس است، بنده يك بار آن فهرست را به صورت موضوعي بررسي مجدد كردم. تقريباً 365 عنوان مستقل تعزيه استخراج شد كه تقريباً جامع‌ترين فهرست از مجالس تعزيه است. در اين مجموعه بعضي عنوان‌ها تكراري است و بعضي عنوان‌ها هم تعزيه مستقل نيست و گوشه‌اي از يك تعزيه بوده كه در آن فهرست به عنوان تعزيه مستقل ثبت شده است.

n با اين 365 مجلس تعزيه‌اي كه مي‌فرماييد. پس گفته پيشكسوتان كه هر روز در طول سال يك مجلس تعزيه و غير تكراري برپا مي‌شده، صحيح است؟

بله، من هم اين موضوع را از مرحوم هاشم فياض شنيده بودم اگر همه 365 مجلس اجرا نمي‌شد قريب به 200 مجلس اجرا مي‌شد.

n طرح يا پيرنگ ماجرا از ابتدا در تعزيه براي تماشاگر لو رفته و پايان كار نيز از همان اول مشخص است، چه چيزي باعث كشش و جذابيت تعزيه براي تماشاگر مي‌شود؟

البته همه تعزيه‌ها را تماشاگران نمي‌دانند اغلب تعزيه‌هايي كه تماشاگران مي‌شناسد مربوط به تعزيه‌هاي دهه اول محرم، شهادت و وقايع كربلاست. مثلا تعزيه چوگان بازي اشقباباسر حضرت قاسم(ع) را به ندرت تعزيه خوانان مي‌خوانند همچنين تعزيه‌هايي چون شست بستن ديو يا زن علويه و .... تعزيه‌هايي نيستند كه مرتبا خوانده مي‌شوند در گذشته كه تعزيه خواني به صورت حرفه‌اي رواج داشت بيشتر اين مجالس خوانده مي‌شد و تعزيه خوان‌ها مجبور مي‌شدند براي اينكه متاع تازه‌اي داشته باشند تعزيه‌هاي غريب بخوانند و تعزيه‌هاي ايوب پيغمبر، سليمان و بنفيس و... را مي‌خواندند كه امروزه خوانده نمي‌شود. امروزه ديگر كسي تعزيه سليمان و بلقيس را نذر نمي‌كند بلكه مردم تعزيه حضرت عباس(ع)، حضرت علي‌اكبر(ع) و حضرت قاسم(ع) را نذر مي‌كنند.

 

n منظور از «نذر» پرداخت همه هزينه‌هاي برپايي تعزيه و عوامل آن است؟

بله، كشساني كه تعزيه نذر مي‌كردند و به اصطلاح بلي تعزيه بودند، همه هزينه‌هاي آن را متقبل مي‌شدند اما يادمان باشد كه همان تعزيه‌هايي را هم كه تماشاگر مي‌شناسد با اعتقاد و ياور قلبي پاي آن حضار مي‌شود. تماشاگر تعزيه با وجود اينكه داستان حضرت عباس(ع) را مي‌داند اما مشتاق است كه دوباره آن را بشنود از طرفي كسي كه آن را اجرا مي‌كند به احوالات و حس‌هايي دست مي‌يابد كه باعث كشش تماشاگر تعزيه مي‌شود.

تفاوت تماشاگر تئاتر و تعزيه در اين است كه تماشاگر تئاتر نه از روي اعتقاد بلكه به عنوان يك پديده فرهنگي به ديدن آن مي‌رود و گاهي از آن خوشش مي‌آيد و گاهي هم نه، اما تماشاگر تعزيه از روي اعتقاد و باور ديني به ديدن تعزيه مي‌‌رود، در تعزيه شركت مي‌كند تا ثوابي نصيب وي شود. زماني كه تماشاگر تعزيه براي بردن ثواب يا گرفتن مراد و مطلب خود در آن حضور مي‌يابد ديگر بحث تكراري بودن براي شمهم نيست. اتفاقاً براي او مهم است كه تعزيه حضرت عباس(ع) يا تعزيه حضرت امير(ع) را ببيند و علاوه بر به وجود آمدن حس و حال معنوي، نذر خود را هم ادا كند ضمن اينكه بعضي بعضي از تعزيه خوانان آنچنان تبحر دارند و جذاب اجرا مي‌كنند كه هر تعداد بار كه تعزيه آنان را مي‌بينيد بيشتر مشتاق مي‌شويد. كما اينكه براي من بعضي صحنه‌ها مثل وداع امام حسين(ع) با اهل بيت(ع) و حضرت زينب(س) بسيار دلنشين است براي همين هر تعداد بار كه اين تعزيه و صحنه‌هايي اينچنيني را مي‌بينم نه تنها خسته نمي‌شوم بلكه اساسا مي‌روم تا اين صحنه‌ها را مشاهده كنم و صاحب حس و حال معنوي شوم.

n از آنجا كه برخي از مجالس تعزيه سال‌هاست اجرا نشده‌اند. وضعيت آموزش و انتقال تجربيات پيشكسوتان را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

متاسفانه بخش قابل توجهي از تجربه گذشتگان از حيث اجراي مجالس مختلف از دست رفته‌اند و بخش‌هاي موجود را هم مديون دوربين‌هاي ويدئويي مي‌دانيم كه اگر ضبط تصاوير تعزيه نبود بسياري از تجربه‌ها از دست مي‌رفت. به همين دليل بايد از اين هنر حمايت شود و مراكزي براي حفظ، اشاعه و آموزش تعزيه تاسيس شود براي آموزش تعزيه به صورت كاملا سيستماتيك اقدامي انجام نشده و اساس اگر عشق و علاقه مر دم به تعزيه نبود تاكنون از ميان رفته بود.

n كمي هم از روانشناسي رنگ‌ها و تعزيه بگوييد و بفرماييد جايگاه رنگ در تعزيه كجاست؟

امروزه كه با آسيب ديدن تعزيه مواجه هستيم، در خيلي از اوقات نادانسته و ناآگاهانه كارهايي انجام مي‌شود اما در اصل بعضي از رنگ‌ها بر مبناي يك باور به وجود آمده است مثلا رنگ «نيلي» و «سياه» رنگ عزا در فرهنگ ايراني است. خلدان امام رنگ سياه را در تعزيه‌هاي شهادت مي‌پوشند اما گاه همين رنگ را يك مخالف خوان هم مي‌پوشد. در اين صورت رنگ مشكي كاركرد عزا ندارد و نشان دهنده تاريكي و ظلمت شخصيت است اما مخالف خواني كه رنگ مشكي مي‌پوشد حتماً بايد نشانه‌اي از رنگ «قرمز» را داشته باشد.

به عقيده من چون در تعزيه شخصيت‌ها بهشتي و جهنمي‌اند رنگ‌ها نيز از توصيفات قران كريم استخراج شده‌اند. در يكي از آيات قرآن آمده كه براي اهل جهنم لباسي از آتش در نظر مي‌گيريم و به اهل بهشت لباسي از جنس حريير سبز مي‌پوشانيم رنگ سبز و قرمز پوشش‌ها در تعزيه به عقيده من ريشه در اين برداشت دارد. با رنگ «سفيد» رنگ پاكي است و بنابر گفته مرحوم «فياض» شخصيت‌هايي چون حضرت عباس(ع) يا مسلم(ع) كه جزو سادات نيستند بايد رنگ سفيد بپوشند و از شال سبز استفاده كنند. تنها در يك تعزيه مي‌بينيم كه مخالف خوان سفيد مي‌پوشد كه آن هم نبايد از ابتدا بپوشد وقتي اين زياد در تعزيه مسلم(ع) مي‌خواهد وارد كوفه شود خود را به لباس اهل حجاز آراسته مي‌كند.

چون ابن‌زياد باخبر شده بود كه مردم كوفه منتظر ورود امام حسين(ع) هستند با پوشيدن لباس مبدل و ورود از دروازه سمت حجاز چنان به مردم وانمود مي‌كند كه امام حسين(ع) است. مردم كوفه قبول مي‌كنند و خيلي‌ها به او سلام مي‌دهند و تصور مي‌كنند او امام است تا وقتي كه به دارالعماره مي‌رسند و ابن‌زياد نقابش را پس مي‌زند تا قبل از اين صحنه شبيه‌خوان ابن‌زياد نبايد لباس سفيد بپوشد زيرا مي‌گويد: «نقاب بر رخ خود افكنم به صد نيرنگ / كه تا به كوفه درآيم به حيله و رنگ / گمان كنند كه حسين(ع) آمد نه ابن زياد»

n چه پوشش‌هايي در گذشته بود كه امروز ديگر آن را در تعزيه نمي‌بينيم و آيا بدعت جديدي در تعزيه گذاشته شد كه شما از آن گله‌مند باشيد؟

در گذشته شبيه امام يا پيغمبر(ص) عمامه خاصي مي‌پيچيدند كه خاص تعزيه‌خوانان بود، همچنين امرا و تخت‌نشينان عمامه‌اي از ترمه و طاق و شال مي‌پيچيدند بعدها به اشتباه براي مختار تاج گذاشته كه بدعت غلطي بود حتي پرهايي كه بالاي سر شبيه‌خوانان معمول شده در گذشته معمول شود و موارد اينچنيني به تعزيه آسيب وارد كرده است.

n آيا تعزيه در سير تكاملي خود از آرا و نظريات فلاسفه و غلماي اسلامي بهره‌برده است؟

تعزيه از  نظرات فلاسفه اسلامي چون ملاصدرا كه به معاد جسماني باور داشتند استفاده زيادي برد براي همين ارواح دقيقا با شكل آخرين وضعيتي كه داشتند عينيت پيدا مي‌كنند شبيه امام حسين(ع) هر وقت كه در تعزيه حاضر مي‌شود با كفن خوان‌آلود مي‌آيد و چون از جنس روح است داراي نقاب است براي اينكه شمايل مشخصي از ارواح، اجنه و ملائك نداريم همه با نقاب و رويند توري ظاهر مي‌شوند.

n براساس مستندات تاريخي، نوع پوشش و لباس شبيه‌خوانان يا ابزار و اداوات به كار گرفته شده در تعزيه، با نوع لباس و ابزار واقعه كربلا متفاوت است. مثلا سپرهايي كه در زمان واقعه كربلا به كار گرفته مي‌شد از پوست شتر بوده در صورتي كه در تعزيه ما سپرهاي فلزي مي‌بينيم، آيا مبحث مستندسازي در تعزيه اهميت ندارد؟

اساساً در تعزيه بحث مستندسازي چندان مطرح نيست از آنجا كه تعزيه يك نمايش ايراني است، بخش‌هايي از لباس و ابزار و ادوات آن شامل زره و كلاهخود و قباي جلو كاملاً ايراني و برگرفته از عهده ساسانيان است. نبايد بگذاريم اين نشانه‌‌هاي ايراني به راحتي از ميان برود متاسفانه امروزه كساني كه ادوات تعزيه را مي‌سازند به بهانه اينكه مثلا زره‌باف نيست لباس‌هايي از جنس چرم توليد مي‌كنند كه سنت غلطي است و عده‌اي هم به دليل عدم آگاهي از اين وسايل و البسه استفاده مي‌كنند و اينها تعزيه را از اصالت دور مي‌كند. بخش‌هايي از لباس تعزيه هم عربي هستند، دشداشه‌اي كه شبيه‌خوانان در زير مي‌پوشند يا لباس فرنگي شبيه لباس هم مثل چوپان در تعزيه طفلان كلا محلي‌اند و شبيه چوپانان مازندراني لباس مي‌پوشند يا لباس فرهنگي شبيه لباس فرنگياني است كه در سفارتخانه‌هاي ايران رفت و آمد داشتند. مثلاً وقتي فرنگي وارد در باره يزيد مي‌شود تحفه‌هايي چون دوربين و ساعت را با خود مي‌آورد. دقيقاً همان تحفه‌هايي كه براي پادشاهان قاجار مي‌آورد. مشخص است كه اين مجالس در همان مقطع شناخته شده و تاثيرهايي از فرهنگ حاكم گرفته‌اند.

n با وجود دانشكده‌هاي متعدد تئاتر خلايك گرايش ويژه نمايش‌هاي ايراني احساس مي‌شود، نظر شما در اين باره چيست؟

به نظر من بايد يك گرايش در ارتباط با نمايشی‌هاي سنتي ايراني به وجود بيايد تا زمينه حفظ و اشاعه نمايش‌هاي سنتي بويژه تعزيه فراهم شود. اما متاسفانه تاكنون هيچ تشكيلاتي خود را موظف به تاسيس چنين مراكزي ندانسته است.

n شما جزو گروهي هستيد كه مسؤوليت ثبت تعزيه در يونسكو را دارند، پروننده ثبت تعزيه در چه وضعيت است؟

قرار بر اين شد كه ابتدا تعزيه را در داخل ثبت ملي كنيم و بعد پرونده براي ثبت به يونسكو ارائه شود. به ياري خداوند اربعين ثبت ملي تعزيه انجام مي‌شود.

n به عنوان آخرين سؤال وضعيت پژوهش در تعزيه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

جوشش‌ها در زمينه پژوهش تعزيه فردي است و جوشش‌هاي فردي امكان وسيعي ندارند، اگر نهادهايي باشند كه از اين پژوهش‌ها حمايت كننند طبيعاً اتفاقات خوبي رخ خواهد داد. هنوز تعداد قابل توجهي از نسخ تعزيه ما چاپ نشده‌اند اميدواريم ضمن ثبت ملي تعزيه در كشورمان امكانات مناسبي در زمينه پژوهش تعزيه در اختيار پژوهشگران قرار گيرد و شرايطي براي احياي بسياري از مجالسي كه فراموش شده‌اند فراهم شود.

|+| نوشته شده توسط علی آقااحمدی در سه شنبه بیستم بهمن 1388  |
 
سلام امروز شما رابه خواندن این مطلب جدید دعوت کنم.

یکی از دوستان از اینجانب خواستار شد درباره ی ژانر «تعزیه» و امکان حیات آن در جامعه ی معاصر ما به‌عنوان نوعی از هنر دراماتیک سنتی اظهار نظر کنم. اظهار نظر درباره ی تاریخ پیدایش تعزیه و تکامل آن بویژه پس از صفویه زائد است. در این زمینه کتاب «تعزیه و تعزیه‌خوانی» صادق همایونی با تفصیل و نظم هم از دیدگاه تاریخی و هم از دیدگاه فنی سخنان لازم را گفته است. علاوه بر آن کتاب بهرام بیضائی «نمایش در ایران» و مایل بکتاش و فرخ غفاری «تئاتر ایرانی» و مقاله ی محمدجعفر محجوب در نشریه ی شماره ی 3 جشن هنر شیراز متضمن گفتنی‌های بسیار در زمینه ی این ژانر از هنر دراماتیک ایرانی وجود دارد. آثار برخی از جهانگردان اروپائی مانند شوالیه دوشاردن و ئوژن فلاندن و کنت‌ده گوبینو نیز که در این‌ باره بر پایه ی شهودات خود اظهارنظر کرده‌اند، ترجمه شده است.

وجود «تعزیه» در ایران که مسلماً ریشه ی آن به دوران پیش از اسلام می‌کشد که برخی اشارات پراکنده به انواعی از آن در کتب مورخان یونان باستان آمده است؛ و این نظر را که گویا هنر دراماتیک و صحنه‌ای و درام‌نویسی در کشور ما پدید نشده است، رد می‌کند. فهرست 99 تعزیه که صادق همایونی در کتاب خود می‌دهد، تردید در تنوع داخلی این ژانر از جهت سبک و شیوه باقی نمی‌گذارد و به‌آسانی می‌توان تعزیه‌های صرفاً سوگوار (الژیک) را از تعزیه‌های غنائی، حماسی و حتی خنده‌آور و گروتسک تشخیص داد. یعنی تحت عنوان «تعزیه» در ایران نمایش به‌طور اعم به میدان آمده است. در کتاب همایونی این تقسیم‌بندی نشده ولی مؤلف با دادن مضمون کوتاه هر تعزیه به ما امکان می‌دهد که بتوانیم از تنوع اسلوب هنری سخن گوئیم.

علی‌رغم تحقیقات ارزنده ی انجام گرفته هنوز درباره ی انواع هنر صحنه‌ای در ایران که پس از بررسی مقدماتی جنتی عطائی، بهرام بیضائی وسیع‌ترین و بهترین پژوهش را درباره ی آنها داده است (مانند: نقالی، لعبت‌بازی، خیمه شب بازی، سیاه ‌بازی، روحوضی، بقال ‌بازی، تیارت و غیره)‌جای پژوهش و پی‌کاوی و داوری باقی است. در گذشته، جریان بسیار سودمند احیاء این اشکال سنتی و فولکوریک هنر صحنه‌ای آغاز شده بود که امید است در دوران پس از انقلاب ادامه یابد و جشنواره‌های هنری با پیراستن از آن آلایش‌ها که خاص سیاست دوران گذشته بود، دوباره جای خود را باز کنند. ژانرهای اصیل هنر دراماتیک ما، همه ‌اشان، میتوانند احیاء شوند. البته در همه ی این ژانرها، باید نوعی سامانگری (آرانژمان) از دیدگاه امروزی خواه از جهت موضوع و خواه از لحاظ صرفاً فنی (تکنیک) به‌عمل آید ولی در ضرورت احیاء و بسط تکامل این ژانرها ذره‌ای تردید روا نیست. همین کار است که می‌تواند ارمغان ایرانی ما به فرهنگ معاصر باشد و آنرا غنی کند.

ژانر «تعزیه» مهمترین ژانر در هنر دراماتیک و صحنه‌ای ماست و هم‌اکنون سنت نیرومندی دارد. در سال 1961 واتیکان مجموعه ی بزرگ «انریکو چرولی» (Cerulli) را انتشار داد که متضمن متن بیش از هزار تعزیه است.

برای تعزیه نگار امروزی ـ صرف‌نظر از قریحه ی هنری لازم ـ بررسی متون سنتی و سر در آوردن از تکنیک تعزیه ضرور است تا کارش دوام تکاملی گذشته باشد، نه تکرار و تقلید بی‌رنگ آن.

تکنیک تعزیه ی ایرانی خواه از جهت صحنه ی مدور در وسط تعزیه (تکیه، حسینیه)(1) خواه از جهت نمایشنامه (بیاض و نسخه)، خواه از جهت «اسباب مجلس» (accessoire) و خواه از جهت کارکنان (تعزیه‌گردان، معین‌البکاء، شبیه‌خوان، چاووش، سیاهی لشکر، پیشخوان‌ها) خواه از جهت صحنه‌آرائی (خیمه و خرگاه، حرب‌گاه، مجلس پادشاه، قافله ی اسیران، حوریان و ملایک، گروه اجنه، مطربان و مغنیان، غلامان و سپاهیان) و غیره درخوردِ بررسی جداگانه است. در این تکنیک برای تناسب انتخاب نواهای موسیقی با مخالف‌خوان (آنتاگونیست در تراژدی یونانی) و مؤالف‌خوان یا امام‌خوان (پروتاگونیست در تراژدی یونانی)‌و درآمیختن آهنگ با خطاب (دکلاماسیون) نیز نکات درخورد بررسی زیادی وجود دارد. نمادگرایانه بودن مختصات صحنه‌ای (مثلاً مانند قرار دادن طشتی آب به جای رودخانه ی القمه)، بکار بردن نقاب برای معصومان، بکار بردن صورتک برای دیوان و اجنه و غیره در همین تکنیک وارد می‌شود.

تعزیه نویس امروزی برای حفظ اصالت ژانر باید به طور عمده مختصات موضوعی، شیوه ی گسترش اضدادهای دراماتیک،و مسائل فنی را از نظر دور نگاه ندارد و الا یا کار او سرسری و بی‌ارزش و عادی پیش پا افتاده خواهد شد یا از چارچوب ژانر خارج می شود و اصالت (originalite) خود را از دست می‌دهد.

اینکه در شرایط کنونی انقلاب، تعزیه‌نامه‌های کوچک، با مختصات تند و تیز سیاسی و با درآمیختن جنبه‌های غم‌انگیز و خنده‌آور و با استفاده از جنبش‌های توی صحنه‌ای و توده‌آرایی (Mener la goule) و در صورت امکان با توسل به صحنه‌های باشکوه، می‌تواند نقشی از جهت بسیج مردم بازی کند، مورد تردید نیست. شاید فرهنگ‌پروران امروزی کشور ما این ژانر را که نشانه ی توجه به شخصیت ویژه ی ایرانی در قبال «غرب‌زدگی‌های» افراطی است، مورد تشویق نیز قرار دهند.

نقل از : تهران - زمستان 1359

دفتر دوم – شورای هنرمندان و نویسندگان

***


(1) برخی‌ها تصریح کرده‌اند که تجدید حیات صحنه ی مدور در وسط نمایشگاه در هنر صحنه‌ای معاصر اروپا به‌جای صحنه ی «قاب عکسی» گویا نتیجه ی تأثیر تعزیه ی ایرانی (بویژه تعزیه‌های دوران قاجاری) است. این استنباط محل تردید است زیرا در «آمفی‌‌تأتر» یونانی تراژدی‌ها و کمدی‌ها در وسط اجراء می‌شده و صحنه ی قاب عکسی نبوده است. در «میستر»های فرانسوی و (miracle play)های انگلیسی که در ایام «مراسم عزای مسیح» (corpus Christ) از قرن 13 به بعد در اروپا متداول شد و بسیار شبیه تعزیه ی ماست، نیز صحنه ی قاب عکسی نبوده و بازی که گاه تا دو روز طول می‌کشید در کنار معبر یا روی عرابه اجراء می‌شده است. همین‌جا شایان ذکر است که میسترها و میراکل‌های اروپائی نیز مانند تعزیه‌گاه دارای موضوعات غیرمذهبی (Non Biblical – sueject) بوده‌اند.

|+| نوشته شده توسط علی آقااحمدی در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388  |
 مرثیه
سلام امروز شمارا به خواندن معروفترین مرثیه دعوت می کن
  • ایهاالقوم حسینم _ پادشاه عالمینم_ عرش حق را زیب وزینم/

ایهاالقوم منم نوردل پاک نبی مظهر خلاق جهان آنکه به معراج مکان کرد که از جود وجودش همه ی ما خلق عرض وسما کون ومکان یافته تجلیل زانوار مقامش منم آن سبط رسول ثقلینم.

 

پادشاه عالمینم_ ایهاالقوم حسینم_ عرش حق را زیب وزینم/

__________________________________________________________________

ایهاالقوم بدانید منم نور دل حیدر کرارپسر عم رسول دوسرا شیرخداآنکه سوارصف میدان عرب تابعجم هم بگه رزمبکوبید سرو سینه پرکینه ی ابطال عرب جمله عنیدان چه سر از عمرو ببریددر از خیبریان کند شدی شیرخدای احد لم یزلی قاتل کفارعلی آن شه لولاک که ازضربت تیغش شده تن ها زعدوچاک خروشان شده از صیت جلالش همه افلاک عزیزدل آن فاتح هم بدرو حنینم.

 

پادشاه عالمینم_ایهاالقوم حسینم_ عرش حق را زیب وزینم/

__________________________________________________________________

ایهاالقوم منم نوردل حضرت زهرا که خداخواند به تکریم ورا طاهره وراضیه وزاکیه وفاطمه. صدیقه بتول آن دریکتای نبی مفخر آباء سلف  مادر ابناء حجج.یازده از گوهر پاک علوی رهبردین نبوی جمله جهانی بگرفت نورضیاءازروی نیکویش بود محبوبه ی حق شافعه ی دوسرا بلکه همه جن وملک چشم شفاعت بسوی مادرمن فاطمهدارندمن آن زاده زهرایم واکنون برتا بیکس وبی یارومعینم          ایهاالقوم حسینم.

 

پادشاه عالمینم_ من علی رانورعینم_ عرش حق را زیب وزینم/

__________________________________________________________________

آخر ای قوم چه کردم که چنین دور نمودید مرا روی زآیات خدا بسته مگر امر حلالی زکفم گشته حرام یا که حرامی بشماامرنمودم که مرا خوانده بمهمانی و آنگه ببستید بروی من واطفال غریبم زجفا آب روان را وهمه یاور وانصار مرا غرقه بخون کرده واکنون زپی ریختن خون من بیکس ومظلوم چنین هلهله دارید ستادید بکین رحم ندارید درایندشت گرفتارغم وتیر وسنینم.

 

پادشاه عالمینم_ ایهاالقوم حسینم_ عرش حق را زیب وزینم/

__________________________________________________________________

آخرای فرقه ی بی دین سپه کوفی وشامی زخدا وزنبی بی خبراین آب فراتست زخلاق جهان مهریه مادر من فاطمه نوشندهمه دیو وددووحش وطیوران جهانی شده سیراب ولی کز شرر ظلم شما فرقه ی بیشرم تمام جگر سوخته ازسوز عطش لعل لبم خشک رسدازهمه اطفال وزنان حرم عترت اطهاربسی ناله وفریاد زبی آبی وگویند زغم واعطشا خون رود از تشنگی اهل حریمم زدو عینم.

 

ایهاالقوم حسینم_ پادشاه عالمینم_ من علی را نور عینم_ عرش حق را زیب وزینم/

__________________________________________________________________

ایجماعت زچه ممنوع نمودید زکین آب روان رااگر ای قوم شما آب رسانید بمن یا نرسانید گذشته است دیگر کار من ای قوم پس از داغ جوانان وبرادر به چه کار آیدم این زندگی دهر حرام است دگر بی روی ماه علی آن سروقد نوثمرم یکسره تاریک جهان در نظرم گشته شکسته کمرم ازداغ قمر ماه بنی هاشم ابوالفضل علمدار سپاهم زغمش سوخته در شیون وشینم.

 

ایهاالقوم حسینم_ پادشاه عالمینم_ عرش حق را زیب وزینم/

__________________________________________________________________

کوفیان روز جزا در شرف قائمه عرش الهی بحضور همه ی خلق ورسولان مکرم بجواب من مظلوم چه گوییدنمودم بشما ختم همه لازمه ی حجت اتمام رساندم جمله ی آیات مبین رانبود هیچ جوابی روسیاهید بدرگاه عدالت گهرحضرت یکتا باشم آنروز من ازامر خداوندجهان شافع هرمرد وزن ازامت جدم برهانم همه رااز شرر آتشنیراننظرم هست براین جمع عزادار زمردوزن وسینه زنان من مظلوم شده (نادم)غمدیده زغم نوحه گرم هست امیدشرسد اندر حرینم.

 

ایهاالقوم حسینم_ پادشاه عالمینم_ عرش حق را زیب وزینم/

__________________________________________________________________

|+| نوشته شده توسط علی آقااحمدی در جمعه نهم بهمن 1388  |
 

 تعزيه
تعزيه و تعزيت،هم به معناى تسليت گفتن به يك داغدار از مصيبت است،هم به‏معناى اجراى نوعى نمايش مذهبى به ياد حادثه عاشورا كه‏«شبيه‏خوانى‏»هم گفته‏مى‏شود.اما توضيح هر يك
تسليت‏گويى
اصل تسليت‏گويى به خاطر مصيبتى كه بر كسى وارد شده،در اسلام مستحب است.
رسول خدا«ص‏»فرمود«من عزى مصابا فله مثل اجره‏» (1) هر كس مصيبت ديده‏اى راتسليت گويد،پاداشى همانند او دارد.و نيز طبق حديثى از امام صادق‏«ع‏»،خداوند به‏حضرت فاطمه‏«ع‏»در سوگ شهادت حسين‏«ع‏»تعزيت گفت. (۲) از مستحبات روز عاشورااست كه افراد وقتى به هم مى‏رسند،نسبت‏به اين مصيبت‏بزرگ به يكديگر تعزيت وتسليت گويند.اين نشانه داغدارى در اين فاجعه عظيم و همبستگى با جبهه شهداى‏كربلاست.عبارتى كه مستحب است در اين تسليت‏گويى گفته شود چنين است«اعظم‏الله اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام‏المهدى من آل محمد عليهم السلام‏». (3) در اين متن تعزيت،ضمن داغدارى در سوگ‏سيد الشهداء،مساله خونخواهى آن امام شهيد در ركاب حضرت مهدى‏«ع‏»از خداوندخواسته شده است.
tazie.jpg
سنت تسليت‏گويى در ميان شيعه،نسبت‏به مناسبتهاى ديگرى كه وفات معصومين‏«ع‏»
پيش مى‏آيد رايج است و هنگام ديدار،جمله‏«اعظم الله اجوركم‏»را مى‏گويند.
شبيه‏خوانى تعزيه‏خوانى و شبيه‏خوانى،نمايشى است كه در يك محوطه،با حضور مردم توسطچند نفر انجام مى‏گيرد كه در نقش قهرمانان كربلا و با لباسهاى مخصوص و ابزار جنگى وهمراه با دهل و شيپور،نيزه،شمشير،سپر،سنج،كرنا،سرنا، خنجر،زره،مشك آب واسب،ايفاى نقش مى‏كنند.صحنه و نمايش،بر مبناى حوادث كربلا و مقتلها تنظيم‏مى‏شود. (۴) تعزيه، اگر بصورت صحيح و با حفظ موازين و شئون معصومين انجام شود،تاثير مهم مى‏گذارد و وسيله انتقال فرهنگ شهادت به نسلهاى آينده است.
«در فرهنگ شيعه،به معناى نوحه بر امامان شهيد،نزديك قبورشان يا در خانه‏سوگواران است كه براى امام حسين‏«ع‏»نوحه مى‏خوانند.در فرهنگ مردم،نمونه‏هايى ازتابوتهاى سمبليك براى كشته‏هاى كربلاست.در شهرهاى مختلف شيعه‏نشين،روزعاشورا مراسم خاصى بر پا مى‏كنند و هودجها و اسبهايى را راه مى‏اندازند.برپايى اينگونه‏مراسم كه در اماكن عمومى و مساجد و...به صورت تحريك‏كننده حزن مردم است،«تعزيه‏»نام دارد و با لباسها و...برخى حوادث كربلا را به صورت نمايش ارائه مى‏كنند.دراين مراسم،روضه‏خوانى و نوحه‏خوانى هم انجام مى‏گيرد و كودكانى هم بعنوان‏«پيشخوان‏»برنامه اجرا مى‏كنند و متنهاى اجرايى اغلب به صورت شعر است.شكل تكامل‏يافته تعزيه،جديد است.» (5) در باره اين نمايش مذهبى نوشته‏اند«شبيه‏خوانى يا به اصطلاح عامه‏«تعزيه‏خوانى‏»،عبارت از مجسم كردن و نمايش دادن شهادت جانسوز حضرت حسين‏«ع‏»سيد الشهدا وياران آن بزرگوار يا يكى از حوادث مربوط به واقعه كربلا بود... شبيه‏خوانى ناطق،ظاهرادر دوره ناصر الدين شاه در ايران معمول شد،يا اگر قبلا چيز از آن قبيل بود،در دوره‏سلطنت ناصر الدين شاه رونقى بسزا يافت و شبيه‏خوانهاى زبردستى پيدا شدند.ظاهر آن‏كه مشاهدات شاه در سفرهاى خود از تآترهاى اروپا در پيشرفت كار تعزيه و شبيه‏خوانى‏بى‏تاثير نبوده است‏». (6) «شبيه‏خوانى و تعزيه‏خوانى‏»سنت هنرى و نمايشى اهل تشيع است‏كه سيماى وجيه و معصوم قديسين را از روزگار كهن تا به امروز در برابر ديدگان اهل معنى‏عيان داشته است.» (7) در باره كيفيت اجراى آن و سنتها و آداب مربوط به تعزيه،تحقيقات ارزشمندى انجام‏گرفته و آثارى تاليف شده است.در يكى از منابع آمده است«تعزيه به احتمال قوى‏بصورت هيئت فعلى خويش در پايان عصر صفوى پديد آمد و از همه سنتهاى كهن نقالى‏و روضه‏خوانى و فضائل و مناقب‏خوانى و موسيقى مدد گرفت و تشكيلاتى محكم براى‏خود ترتيب داد و كارگردانان ورزيده اداره آن را در دست گرفتند...تعداد تعزيه‏هاى اصلى‏كه كمى از صد مى‏گذرد،كيفيت تعزيه‏نامه‏ها كه غالبا منظوم و در هر حال آهنگين يعنى‏مركب از بحر طويل و شعر است،دستگاههايى كه هر يك از خوانندگان بايد شعر خود رادر آن بخوانند،آهنگ مخالف‏خوانان كه داراى هيمنه و شكوه حماسى است...» (8) به‏اقتضاى نقشى كه افراد مختلف در اجراى تعزيه و شبيه‏خوانى داشتند و حال و هواى‏شعرها و نحوه خواندن،اصطلاحات خاصى هم رايج‏بود،مثلرجزخوانى،شبيه‏خوانى،نوحه‏خوانى،بحر طويل‏خوانى،مقتل‏خوانى،شهادت‏خوانى،هجران‏خوانى(از زبان‏اسرا)،اشقياخوانى و شمرخوانى(از زبان سران سپاه عمر سعد).آنچه نقل شد،گوشه‏اى‏از كيفيت اجراى آن را نشان مى‏دهد.به نقل ديگرى توجه كنيد«شبيه‏خوانى و تعزيه درعصر صفويه هنوز در ايران مرسوم نشده بود...برپايى نمايش مذهبى يا تعزيه ظاهرا اززمان پادشاهى كريم‏خان زند در ايران معمول شده است...اين نوع عزادارى كه بيشترجنبه عاميانه داشته و رواج آن در شهرهاى كوچك و قراء و قصبات ايران بيشتر ازشهرهاى بزرگ بوده است...صورت ساده آن(شبيه‏سازى)كه عنوانى نداشته در عهدصفويه معمول بوده و بعد از سلسله صفويه بصورت نمايش مذهبى روى صحنه آمده‏است...از خصوصيات تعزيه اين بود كه هر يك نقش خود را با خواندن اشعار مذهبى دريكى از دستگاهها و آوازها... اجرا مى‏كردند و...مخالفين در جواب و سؤال با موافقين نيزرعايت‏بحر و قافيه را در اشعار مى‏كردند.همچنين شمايل آنها با اصل نيز تناسب داشت. taze.jpg
مثلا شبيه على اكبر،جوان هيجده يا نوزده و بيست‏ساله،خوش قيافه و نيكو اندام و...» (9) مساله شبيه‏خوانى از ديدگاه فقهى و اعتقادى نيز مورد بحث و بررسى عالمان شيعه‏قرار گرفته است.برخى آن را تحريم و بعضى تجويز كرده‏اند. (۱۰) تاثيرگذارى عاطفى و نيزروحيه ضد ظلم كه در پى ديدن نمايشهاى تعزيه در افراد ايجاد مى‏شود،از نقاط قوت ومثبت اين نمايش مذهبى است.به همين جهت در ايران پس از انقلاب اسلامى،رواج وتوسعه بيشترى يافته و همراه اين توسعه، تحولاتى هم در سبك اجرا،هم در محتواى‏اشعار و جهتگيرى سياسى اجتماعى پديد آمده است.در واقع،انقلاب اسلامى به تعزيه‏روح جديدى بخشيد و اين هنر جان گرفت.صاحب‏نظران اين فن،خود به تاثير آن درروحيه سربازان و افسران در طول سالهاى دفاع مقدس اعتراف كرده‏اند. (۱۱) اجراى تعزيه مخصوص ايران نيست،در كشورهاى اسلامى و شيعى ديگرى نيز اين‏سنت مورد توجه است و با سبكهاى گوناگون و اعتقادات و مراسم مختلف و ابزار وادوات ديگرى اجرا مى‏شود،از جمله در هند و پاكستان،كه رواج بيشترى دارد. (۱۲)
پى‏نوشتها
۱-سفينة البحار،ج ۲،ص ۱۸۸/در اين زمينه ر.ك«باب التعزية و المآتم‏»در بحار الانوار،ج ۷۹،ص ۷۱ تا ۱۱۳/
۲-همان.
۳-مفاتيح الجنان،اعمال روز عاشورا.
۴-در باره تاريخچه آن در كشورمان ايران ر.ك«تعزيه،هنر بومى پيشرو ايران‏»گردآورندهپنز چلكووسكى.ترجمه داود حاتمى.نيز«دايرة المعارف تشيع‏»،ج ۴/
۵-دائرة المعارف الاسلاميه،ج ۵،ص ۳۱۳(با تلخيص).
۶-از صبا تا نيما،يحيى آرين‏پور،ج ۱،ص ۳۲۲/
۷-درآمدى بر نمايش و نيايش در ايران،جابر عناصرى،ص ۸۶/
۸-فصلنامه هنر،شماره ۲،ص ۱۶۲،مقاله‏«پژوهشى در تعزيه و تعزيه‏خوانى‏».
9-موسيقى مذهبى ايران،ص ۳۳ تا ۳۵(تلخيص شده)نيز ر.كفصلنامه هنر،شماره ۲(زمستان ۶۱)ص ۱۵۶ مقاله‏«پژوهشى در تعزيه و تعزيه‏خوانى‏».
10-از جمله در باره نظريه علما در باره جواز تعزيه و شبيه‏خوانى و سينه‏زنى و دسته راه انداختن...ر.ك«فصلنامه هنر» شماره ۴(پائيز ۱۳۶۲)مقاله‏«فتاواى علماى سلف در باره عزادارى و شبيه‏خوانى‏»ص ۲۹۰/همچنين كتاب‏«اسرارالشهاده‏»فاضل دربندى،بحث مبسوطى در اين باره‏ها دارد،ص ۶۱ تا ۶۶/
۱۱-از جمله ر.ك«كيهان فرهنگى‏»،مهر ۶۳،ص ۲۷،مقاله‏«نشستى در ارزيابى تعزيه‏».
12-همان،ص ۳۱/

|+| نوشته شده توسط علی آقااحمدی در جمعه نهم بهمن 1388  |
 تعزیه
سلام من علی هستم برای شما عکس هایی از تعزیه مگذارم تا خوشحال شوید.
|+| نوشته شده توسط علی آقااحمدی در جمعه نهم بهمن 1388  |
 
 
بالا